السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
86
تفسير هدايت (فارسى)
گويند : ليل نائم شبى خفته ، و نهار صائم روزى روزهدار . / 89 نگفتند كه چرا - در پارهاى از اوقات - حادثه را به زمان نسبت مىدهيم ؟ و گمان من آن است كه اين كيفيت هنگامى صورت مىگيرد كه امر حادث شده همهء زمان را فرا گيرد ، پس شب خفته عبارت از شبى است كه در آن هيچ بيدارى ديده نشود ، و همچنين روز روزهدار آن است كه در آن جز روزهداران نبينيم ، چنان كه خداى تعالى گفته است : « ايام نحسات » يعنى روزهايى كه در آنها چيزى جز نحوست ديده نمىشود . به همين گونه هنگامى كه امر حادث شده همهء مكان را فرا گيرد ، به آنان ناميده مىشود ، چنان كه خدا گفته است : « وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ - و از دهكده بپرس » يعنى از همهء مردم آن . بنا بر اين شب در اين جا در سير بوده است ، بدان سبب كه سير كردن آن را فرا گرفته بوده است . [ 5 ] آيا اين همه ، براى كسى كه عقل داشته باشد ، كافى براى سوگند خوردن نيست ؟ « هَلْ فِي ذلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ - آيا براى شخص صاحب حجر سوگند نيست ؟ » گفتهاند كه معنى « حجر » عقل و خرد است و به اين شعر تمسك جستهاند : و كيف يرجّى ان تتوب و انّما * يرجّى من الفتيان من كان ذا حجر چگونه اميد توبه كردن تو باشد در صورتى كه ، چنين اميدى از جوانانى مىرود كه عقل داشته باشند . گفتهاند كه اصل معنى كلمه « منع و بازداشتن » است ، چه عقل آدمى را از افتادن به چاه گمراهى باز مىدارد . به نظر من حجر كمترين مقدار عقل است و ، بنا بر اين معنى چنين مىشود : آيا اين سوگند براى كسى كه اندك عقلى داشته باشد كافى نيست ؟ و اللَّه اعلم .